زبان‌ها

این سایت برای استفاده از اطلاعات ویکیمپیا بوجود آمده است. ویکیمپیا یک طرح مشارکت جمعی با محتویات باز است که داوطلبان از سراسر دنیا در آن مشارکت می کنند. این سایت شامل اطلاعات 32759862 مکان است و همچنان در حال افزایش است. توضیحات بیشتر در مورد ویکیمپیا و راهنمای شهر.

اردبیل recent comments:

  • اردبیل, اردشیر (مهمان) نوشت 10 سال پیش:
    به نام خدا ...باسلام...یکی از مراسمی که دردوران ساسانیان درابادی های اطراف اردبیل رواج داشت مراسم نفرین بود.این مراسم نفرین به نام سنگش را انداختن(داشن اتدی)معروف بود.در زمان گذشته وقتی مردم یک ابادی از دست فردی شرور ومجرم به تنگ می امدند برای شکایت به نزد کاهن می رفتند.کاهن چهل سنگ تقریبا صدگرمی را انتخاب می کردوبریکی از ان سنگ ها خطوطی حک می کردو ورد می خواند وان را قاطی بقیه ی سنگ ها می نمودو به شاکیان می داد.مردم ابادی هنگام طلوع افتاب جمع می شدندوسنگ ها را برمی داشتند واز ابادی به سمت طلوع خورشیدبه صحرا می رفتندودر جایی که مردگان رادرانجا می گذاشتند تاحیوانات بخورد مراسم نفرین (سنگ اش را انداختن)رااجرا می کردندوهمه سنگ ها در انجا می نداختندوشخص مجرم وشرور را نفرین می کردند تا زود بمیرد...سی وپنج سال پیش یک چوپانان در مزارع شرق روستای سلطان اباد(سالتاوار)دوتا از ان سنگ حک شده را پیدا کرده بود چون در ان زمان ان سنگ ها برای ما وچوپان مفهومی ویا ارزشی نداشت . چوپان با تمام نیرو سنگ ها را به دور پرتاب کرد. ... حالا هم این مثل میان ابادی های اطراف اردبیل رواج دارد که وقتی کسی از چیزی یا جایی دل می کند به اومی گویند فلانی سنگ فان چیز را انداخت.........19 کوهی سلطان اباد .....مهرماه 1394
  • اردبیل, اردشیر (مهمان) نوشت 10 سال پیش:
    باسلام ..نیازی به سایت ندارم ... زیرا تاریخ باستان سالتاوار انقدر جالب است که مرا تحت تاثیر خود قرار داده است ومن هم می خواهم اندکی از تاریخ سالتاوار را دراین سایت برای اشنایی اهالی محترم سالتاوار واردبیل درقسمت نظریات بنویسم .اگر سایت می خواهید یکی از هم روستاییمان سایتی باز کرده واز نظریاتم برای خود وبلاگ درست کرده است می توانید از وبلاگ او بازدید نمایید
  • اردبیل, Lamaziriano نوشت 10 سال پیش:
    آقا، شما که این همه اطلاعات داری، خب برو یک سایت بزن دیگه.
  • اردبیل, اردشیر (مهمان) نوشت 10 سال پیش:
    به نام خدا ...با سلام ..اثار باستانی زیادی در جهان وجود دارد .گاهی خداوند به انسان نیرویی می دهد که ناخواسته به اسرار اثار باستانی به جای مانده از گذشتگان پی می برد.هراز چند ی خداوند متعال مرابا اسراری از اثار باستانی اشنا می کندکه خدا را شکر می کنم وحمد وسپاس می گویم .به خیلی از اسرار باستانی سالتاوار پی برده ام ومی برم.وقتی مفهوم اسرار اشکال حجاری شده روی سنگی دست می یابم خودم هم باور نمی کنم که در کشف اسرار باستانی چنین پیشرفتی کرده ام.البته خیلی از اسرار اثار باستانی را نمی توان در این سایت نوشت یا معرفی کرد وحداقل سعی می کنم بخش اندکی ازاسرار تاریخ گذشته روستای سلطان اباد(سالتاوار)برای اشنایی اهالی روستای سالتاوار واردبیل بنویسم .ما چند سال قبل خیلی تلاش کردیم از روستا به شهر کوچ کنیم ولی به علت مشکلات اقتصادی نتوانستیم.ولی مصلحت خدا بر این قرار گرفت تا در روستا بمانیم و گره از اسرار باستانی سالتاوار را بگشایم وبا اثاری اشنا بشوم که با اثار باستانی سه هزاروپانصد سال پیش مصریان ومایا ها برابری می کند که واقعا این اثار باستانی در روستای سالتاوار درنوع خود جالب توجه وکم نظیر است...........در زمان گذشته مردم باستان برای انتقال انرژی های طبیعی زمین یا انررژی هایی که توسط نیروگا هها تولید می شد از ستون های سنگی یا توده سنگ های بلندی استفاده می کردند این ستون های سنگی با صدها کیلومتر فاصله از یکدیگر انرژی هارا درفضا پخش می کردندومردم باستان یا فرازمینی ها از فضا پیماهایی که از ان انرژی ها استفاده می کرد در فضا به مسافرت می پرداختند. یا با استفا ده از ان انرژی ها لامپ روشن می کردند یا سنگ می تراشیدند یا....یکی از ان ستون سنگی یا توده سنگ های افراشته شده در روستای سلطان اباد(سالتاوار) قرار داشته است که در راستای ستاره کمربندی قرارگرفته بود حالا من با گمانه زنی های خود تقریبا موقعیت انها پیدا کرده ام ولی نیاز به بررسی های کارشناسان با ستان شناسی است که با حفاری هایی احتمالا ان سنگ ها را بیابند البته من نظریاتم را می نویسم ونمی خواهم در مورد کشف اثار باستانی با فردی یا نهادی همکاری داشته باشم.زیرا من می خواهم تنهایی در مرد اثار باستانی تحقیق کنم..... کوهی سلطان اباد......مهرماه 1394
  • اردبیل, اردشیر (مهمان) نوشت 10 سال پیش:
    به نام خدا باسلام طبق اثار باستانی که از دوران ساسانیان درروستای سلطان اباد(سالتاوار)به جای مانده است وشواهد وگمانه زنی ها... در دوران باستان وقتی فردی می مرد جنازه ی اورا درهفتصد متری شرق روستا درجهت طلوع خورشید در صحرا می گذاشتند وپس ازاینکه جسد توسط حیوانات وپرندگان خورده می شد استخوان های ان را جمع اوری ودر غرب قبرستان فعلی روستای سلطان اباد (سالتاوار) درجهت غروب خورشید در چاهی می ریختند.ودرطرف شرق سالتاوار باستان دخمه ی مرگی بود که در زمستان وفصل بارندگی جنازه ها را درانجا می گداشتند وپس از پایان زمستان واتمام فصل بارندگی دوباره جنازه ها را درصحرا می گذاشتند .زیرا دردوران ساسانیان با اهمیتی که به اب ها می دادند نمی خواستند اب ها الوده شوند. البته بنا به بعضی ملاحظات از ذکر دقیق مکان چاه ودخمه ی مرگ ومحل صحرا که جنازه ها را درانجا رها می کردند خوداری می شود.............کوهی سلطان اباد مهرماه1394
  • ساختمان رحمان اردبیل, رضا (مهمان) نوشت 10 سال پیش:
    به آدرس خیابان 35 شرقی
  • خوابگاه دانشجویی-محقق, علیرضا (مهمان) نوشت 10 سال پیش:
    واقعا براتون متاسفم با این طرز حرف زدنتون شما که فارسی حرف زدنو بلدین که تو این چند خط چیزی جز فحش و بد و بیراه نگفتین.هر وقت ادب پیدا کردین درست صحبت کردنو یاد گرفتین اون موقع نظر بدین واقعا خجالت نکشیدین وقتی داشتین این متنو مینوشتین.نکنه سرتاسر فحش و ناسزا به هموطناتون گفتن فهمه که شما هم قطعا دارین..... شما به جای وقت گذاشتن و فکر کردن در مورد بقیه این طرز حرف زدنتوتو درست کنین که خودش ظاهرا کلی زبان میبره تا درست شه پس وقتو تلف نکنین تا بیشتر از این آبروی هر چی ایرانیو و فارسه نبردین
  • نمایندگی شرکت آسان موتور -هیوندا-برادران حیاتی, نالهل (مهمان) نوشت 10 سال پیش:
    خاک توسرتون کنم که عیاشی مثل سالمان حیاتی شیکم جرخورده بازن جنده اش زهرا که خودش به زور نمایندگی دخترهای مردموبدبخت میکنه بعد زنشم نمایندگی های دیگه باژتون میخرن شبی یکیشون
  • نمایندگی شرکت آسان موتور -هیوندا-برادران حیاتی, نالهل (مهمان) نوشت 10 سال پیش:
    خاک توسرتئن
  • اردبیل, DARALARSHAD نوشت 10 سال پیش:
    درباره بیدخت میتوان کفت / بلده طیبه تسکن فیهاالابرار جنه عالیه تنزل فیهاالسادات تحتهاتفجرعینا وتلذالاعین فوقها روضه رضوان باعلی درجات دلربا ساخته زیبنده چو رخساره خور بنبات حسن انبتهاسبغ نبات ازبتان نمکی وزلب ان نوش لبان ولها ملح اجاج ولها عذب فرات همه مشکین خط وسیمین بدن وغنچه دهن همه گلچهره وشکرلب وشیرین حرکات
  • منزل شخصی بزرگ خاندان میرزامعصوم زاده های خفن, khakhs (مهمان) نوشت 10 سال پیش:
    و000این پرور الملوک بیش از نیم قرن کثافت کاریهای خانواده عطایی را پوشش داد وآخرین جرثومه فساد انها هوشنگ قرطی بودکه .......
  • محل احداث هتل لاله, kowsarmt نوشت 10 سال پیش:
    محل احداث هتل لاله شرکت توسعه گردشگری
  • اردبیل, اردشیر (مهمان) نوشت 10 سال پیش:
    به نام خدا ...قبل ازحکومت صفویان اردبیلی ادیان مختلفی درایران درکنارهم زندگی می کردند.مانند مسلمانان .زرتشتیان.یهودیان و....هرکدام برای خود رسم ورسوم وایین خاصی داشتند.بعد از اینکه صفویان به حکومت رسیدند برای اتحاد ویکپارچه کردن ایران مذهب تشیع مذهب رسمی ایران شد.صفویان برای جلب نظر قومیت ها وادیان مختلف جشن ها واداب ورسوم انان را با تغییر وتبدیل وتلفیق به مذهب شیعه اورد........جشن ابریزگان...درزمان پیروز ساسانی درایران خشکسالی بوجود امد وموجب قحطی شدیدی شد.پیروز ساسانی به اتشکده اذر فرنبغ رفت وبانماز خواندن وراز ونیاز به درگاه خداوند متعال طلب باران کرد.هنگامی که پیروز ساسانی ازاتشکده بیرون امدابرها دراسمان پدید امدند وباران خوبی بارید وخشکسالی ازبین رفت.مردم ایران همه ساله این روز راجشن می گرفتند وشادی می کردند وبه روی هم اب می پاشیدند..........جشن عومر...یهودیان همه ساله درماه نیسان وایارجشن بهاره می گرفتندوهرکدام دوپیمانه گندم یاجو یا اردیا..به عنوان هدیه شکرگذاری وسپاس از رحمت الهی به معبد تقدیم می کردندکه به ان جشن عومر می گفتند...........جشن ع م رکشان ...بعد از به حکومت رسیدن صفویان نهم ربیع الاول را جشن ع م ر کشان نامگذاری کردندوهمه ساله مردم دراین روز به جشن وشادمانی می پرداختندوبااب پاشی به روی یکدیگروجمع اوری مواد غذایی ازخانه ها سفره های شادی می گستردندودرکناران سفره ها به جشن می پرداختند...یعنی جشن ع م ر کشان تلفیقی از دوجشن ابریزگان وجشن عومر بود.......بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برای جلوگیری از تفرقه میان مسلمانان وایجاد اتحادبین انها جشن ع م ر کشان جمع اوری وبه فراموشی سپرده شد.تاموجب ناراحتی برادران اهل تسنن نشود.وبرادران اهل تسنن هم برای قدردانی از این کار خوب شیعیان درماه محرم همراه برادران شیعه خود به عزاداری می پردازند که این عزاداری درشهر عنبران نمین نیز به اجرا درمی اید.......کوهی سلطان اباد ...مرداد ماه 1394
  • اردبیل, اردشیر (مهمان) نوشت 10 سال پیش:
    به نام خدا ...درمورد وجود نیروگاه باستانی واسرارامیز روستای سلطان اباد(سالتاوار)اینکه این مکان باستانی در داخل روستا درعمق چند متری زیر زمین قرار داردونمی خواهم موقعیت دقیق ان را بگویم .واز علایم ونشانه های درون این مکان باستانی به سه علامت ونشانه اشاره می کنم که صحت گفته های مرا تایید می کند.الف)10+5+2 ب) گوهرشبچراغ ج) گاز سمی فسفر.....البته علایم ونشانه درون وبیرون محوطه نیروگاه باستانی واسرارامیز سالتاوار زیاد است فقط به چند تای ان اشاره کردم تا کسی که باستان شناس است درستی نظریات مرا دریابد.وروزی که محل این مکان باستانی توسط باستان شناسان پیداشد ووجود ان به اثبات رسید بدانند کسی قبل از انها به وجود این مکان باستانی پی برده واز محوطه درون ان اطلاع داشته است.....حالا نظریه ام درمورد اینکه این مکان باستانی واسرارامیز زیرزمینی را مردم باستان برای فرازمینی ها ساخته اند این است که تاچهل سال پیش اکثرمردم به وضوح اشیا نورانی را هنگام امدن به روستا مشاهده می کردند وپی به اسرار انها نبرده بودند.ولی حالا باکاهش سطح اب های زیر زمینی دیگر خبری از ان اشیا نورانی نیست.ولی برای من اثبات شده که فرازمینی ها که ماموران الهی هستند به طور پنهانی در داخل روستای سلطان اباد(سالتاوار)زندگی می کنند وبه دستور خداوند متعال امورات مردم رصد می نمایند .البته هدف فرازمینی ها به امر خداوند متعال برای پیشرفت انسان ورسیدن به کمالات است.........کوهی سلطان اباد ...مردادماه 1394
  • اردبیل, اردشیر (مهمان) نوشت 10 سال پیش:
    به نام خدا ...نیروگاه اسرارامیز باستانی سالتاوار...اینجانب مدتی است تحقیقات روی اثارباستانی سالتاوار براساس شواهد واثاروعلایم باقیمانده از گذشتگان راشروع کرده ام هرازگاهی نظریه ای می نویسم .امیدوارم روزی کارشناسان باستان شناسی باتحقیقات شان درروی اثارتاریخی روستای سلطان اباد(سالتاوار)نظریه مرا به واقعیت تبدیل کنند.البته من دنبال گنج نیستم زیرا نیاز به ثروت ومقام ندارم و درتحقیقاتم باهیچ گروهی ونهادی همکاری ندارم ونخواهم داشت وفقط براساس استنباطم از اثارهای تاریخی جسته وگریخته نظراتم را می نویسم .تاقدمت تاریخی روستای سلطان اباد(سالتاوار)را به اهالی سالتاوار واردبیل ومردم ایران بشناسانم...سال ها پیش بعضی از امراض درمحیط سالتاوار افکارم را به خود مشغول کرده بود . چرا چند سال پیش بعضی ازبیماری هایی دریک نقطه از بیشتر از نقاط دیگر روستا است؟چرا بیماری نقاط مختلف روستا بایکدیگرفرق میکنند؟حالا چراان بیماری ها دیگر وجود نداردوبیماری های دیگری جایگزین انها شده است؟بالاخره بعد چند سال با کمک خداوند متعال جواب سوالاتم را یافتم...همه عوامل محیطی برمی گردد به نیروگاه باستانی اسرارامیزروستای سالتاوار..درزیرچندین متری لایه های زیرزمین روستای سلطان اباد(سالتاوار)یک نیروگاه باستانی عظیم واسرار امیز وجود دارد.احتمالا این نیروگاه متعلق به فرازمینی ها باشد.این نیروگاه باستانی ازجهت های مختلف در زیر زمین تاصدها متر امتداد دارد. این نیروگاه باستانی نوعی شتاب دهنده ی اشعه ی ذره می باشد . وکارکرد ان با نیروی اب است .ظاهرا این نیروگاه باستانی از چهل سال پیش تاکنون به خاطر پایین رفتن سطح اب از کارافتاده وکارایی خود را از دست داده است.تاچهل سال پیش مردم روستای سالتاوار اشیای نورانی را می دیدند که به داخل روستامی ایند وبر می گردند.وازچهل سال به این طرف باکاهش سطح اب های زیرزمینی دیگر ان اشیای نورانی در سالتاوار مشاهده نمی شوند...وان اشیا ی نورانی احتمالافرازمینی ها باشند.حالا من استنباطم را از تحقیقات خود درچند سال گذشته را نوشتم.امیدوارم به این زودی شاهد اثبات نظریاتم توسط باستان شناسان باشیم............. کوهی سلطان اباد ...مردادماه1394
  • اردبیل, Lamaziriano نوشت 10 سال پیش:
    ممنون از همه.
  • اردبیل, ARDASHIR (مهمان) نوشت 10 سال پیش:
    به نام خدا ...باسلام ..درنظریات قبلی گفتیم که درقرن هفتم میلادی هنگام حمله اعراب به اردبیل یهودیان وزرتشتیان ساکن سالتاوار به سوی جنگل شمال کوچ کردند وبعد از اشغال اردبیل توسط اعراب و بازگشت ارامش نسبی ساکنان سالتاوار دوباره به محل سکونت خود برگشته وپس از پرداخت جزیه به اعراب به زندگی خود ادامه دادند ....پس از اینکه صفویان دراردبیل به حکومت رسیدند عده ای از یهودیان وزرتشتیان مسلمان شدند وبقیه یهودیان وزرتشتیان به اصفهان وکاشان نقل مکان کردند......درمحدوده زراعی روستای سلطان اباد(سالتاوار) مکانی است که به ان ته داش می گویند.نام این مکان برگرفته از کلمه عبری معت میقداش می باشد.یعنی با گذشت زمان معت میقداش به کلمه ی ته داش تغییر یافته است.یعنی در دوران باستان در شمال غرب روستای سلطان اباد (سالتاوار) درمحدوده ی زراعی محل ته داش معبد مقدس یهودیان قرار داشته است.طبق شواهد واثاری که تا صدها سال پیش وجود داشته وحالا اثری از ان اثار نیست این معبد مقدس در زیر جاده ی قدیمی اردبیل به استار که از محدوده ی مزارع سالتاوار می گذرد قرار داشته است.زیرا در صدها سال پیش در ان مکان چشمه ای هم وجود داشت که حال اثری از ان چشمه نیست.ونیز در ان مکان انرژی زمین هم وجود دارد.که وجود معبد باستانی را در ان مکان اثبات می کند.یعنی مردم باستان مکان مقدس را درمکان هایی که انرژی زمین وجود داشته می ساختند...کوهی سلطان اباد....مرداد ماه 1394
  • منزل رسول سرودی, miladdddd نوشت 10 سال پیش:
    منزل
  • اردبیل, ARDASHIR (مهمان) نوشت 11 سال پیش:
    به نام خدا... دراین یک سال گذشته درقسمت نظریات به صورت جسته وگریخته طبق استنباطم دراین سایت به تاریخ باستان اشاره کردم.به زودی جزوه ی کاملی از تاریخ باستان به نام سالتاوار باستان رامنتشر خواهم کرد.کسانی که مایل به دریافت این جزوه هستند متوانند با شماره موبایل 09147436427از طریق پیامک ثبت نام نمایند تا پس ازاتمام جزوه برای انان ارسال شود.البته نوشتن جزوه زمانبرخواهد بود.ضمنا درخواست منابع نفرمایید زیرا منابع انحصاری است
  • اردبیل, سالتاوار (مهمان) نوشت 11 سال پیش:
    طبق گفته پیشینیان درسال های گدشته درنزدیکی اجاق(امام زاده فعلی)روستای سلطان اباد(سالتاوار)چشمه ی ابی وجود داشته در کنار چشمه یک سنگ مقدس به وزن درحدود یک تن بوده است. نوشته وتصویر اشکالی مربوط به هزاره اول قبل از میلاد نیز روی سنگ بوده است.مردم روستای سلطان اباددرزمان های گذشته همه ساله در روزهای خاص برای نیایش الهه اب دریک کیلومتری جنوب روستا درکنار رودخانه بالخلو در منطقه ای به نام پندام (که هنوز هم به ان مکان پندام می گویند)جمع می شده اند.وپس از نذروقربانی ونیایش الهه اب مقداری ازاب رودخانه را درتشت ریخته باخود می اورده اندوبا اب چشمه نزدیک اجاق (امام زاده فعلی)مخلوط کرده وتشت را بر روی سنگ مقدس قرار داده وبقیه مراسم را در اجاق(امام زاده فعلی) انجام می داده اند.بعد از به حکومت رسیدن صفویان تشت گذاری رنگ وبوی مذهبی به خود گرفت وتشت گذاری از مسیری به مسیر دیگر بازگشت.به علت متروک ماندن مراسمات نیایش الهه اب ان سنگ مقدس نیزمهجور ماند.درگدشته اهالی روستا که می خواستند مسجد بسازند ان سنگ مقدس را به کمک ارابه ای که دو گاو نر می کشیدند اورده ودرپی مسجدقرار دادند.وان چشمه نیز خشک گردیده ومحل ان به علت تغییرات ساخت وسازها درصد ها سال اخیرفراموش گردیده است.بعداز ان الهه اب (به صورت صوری)در گذشت وان را از محل پندام به طرف محل قز قبری اوردند (دویصت متر به طرف شرق)دفن کردند.حالا مردم برای طلب باران وبعضی از حاجتها به محل قزقبری می روندومراسمات نذر وروضه خوانی رادر ان مکان را اجرا می کنند